به گزارش روابط عمومی اداره کل کتابخانه های عمومی استان خراسان شمالی، کتاب «فیل در کتابخانه» با نگاهی استعاری، کتابدار را به «فیل در تاریکی» مولانا تشبیه میکند؛ شخصیتی که هر مخاطب، بر اساس ذهنیت و انتظار خود، برداشتی متفاوت از او دارد. این کتاب با روایتی از زندگی یک کتابدار آغاز میشود و در ادامه، به بیان خاطرات کوتاه و پراکنده از فضای کتابخانه میپردازد؛ خاطراتی که گاه تلخاند، گاه طنزآمیز و گاه تلنگری تأملبرانگیز.
لحن اثر ساده و صمیمی است و نویسنده تلاش کرده تجربههای روزمره کتابداری را به زبانی روایت کند که مخاطب پس از خواندن کتاب، به این باور برسد که «من هم میتوانم بنویسم». «فیل در کتابخانه» حاصل تجربه زیسته نویسنده در تعامل با اعضای کتابخانه و مواجهه با نگاههای متنوع به حرفه کتابداری است.
این کتاب در زمستانی سخت منتشر شد و با وجود محدودیتها، با استقبال گرم دوستان، اعضای کتابخانه و مخاطبان علاقهمند روبهرو شد؛ تا جایی که برخی از خوانندگان، بخشهایی از کتاب را در جمعهای عمومی برای دیگران خواندهاند و عدهای نیز آن را به دوستان و اقوام خود هدیه دادهاند.
انتخاب مریم گریوانی به عنوان نویسنده برتر کتاب، نشاندهنده نقش مؤثر کتابداران در تولید محتوای فرهنگی و ثبت تجربههای ارزشمند کتابخانهای است؛ تجربههایی که میتوانند الهامبخش علاقهمندان به نوشتن و کتابخوانی باشند.
در بخشی از متن این کتاب آمده است : کتابهـای اهدایـی پسـرش را یکی یکی بااحتیاط و وسـواس خاصی از قفسـه برمیدارد. بادستمالی که با خودش آورده، گردگیری میکند. صفحه اول کتاب، بالاتر از عنوان مهر سبز رنگی که داخلش نوشته شده «مهندس...» بوسه میزند.
کتابهـارا بـه بغـل میگیـرد و چیـزی زیـر لب زمزمـه میکند کـه متوجه نمیشـوم. مطمئنا نجواهای عاشقانه مادری با فرزندش است که با سرازیر شدن اشـک از چشـمان کم سـوی مادر خاتمه مییابد. اشـکهایش را پـاک میکند. میپرسـد: «این کتابها را کسی هم امانت میبرد؟» میگویم: «بله خانم... ما دانشجوی رشته عمران خیلی عضو داریم، مخصوصا کتاب «مهندسی ترافیک» و «هیدرولیک کانالهای باز» را زیاد میبرند.»
پسـری وارد مخزن میشود. کتاب «مهندسـی ترافیک» را میخواهد، فوری کتاب را از قفسـه برمیدارد و میآورد کنار میز امانت. میگوید: «بیا پسـرم این همون کتابیه که شما میخواید. مال پسرمه.»
پسر دانشـجو تشـکر میکنـد. کتـاب را امانـت میگیرد. لبخنـد میزند و با خوشحالی بدرقهاش میکند. میگوید: «شبیه پسرمه. مهندسه. خوشتیپه...»

ارسال نظر